خرید بک لینک

قلم پولادی

قلم پولادی

آن شکر خنده گر از بوسه دلم شاد کند
بنده ای را بخرد از غم و آزاد کند
کندن کوه غم ای خسرو شیرین دهنان
نیست کاری که سر تیشه فرهاد کند
ساقیا تا خط بغداد مرا باده بیار
که دلم یاد همی از شط بغداد کند
آنکه صد خرمن حُسنش بود از راه کرم
بود آیا ز یکی خوشه ز ما یاد کند
از غم لاله روی تو چو بلبل نه عجب
که دل ما به فغان آید و فریاد کند
پَست آید به نظر قامت سرو چمنم
چون دلم یاد از آن قد چو شمشاد کند
نکند خون شهیدی شودت دامن گیر
چشم خونریز تو اینگونه که بیداد کند
خانه خویش نمودم ز پی سیم خراب
تا مگر پیر مغانم ز می آباد کند
تا نسوزد چو نویسد غم عشقت سینا
قلم خویش همان به که ز پولاد کند

برچسب: نویسنده: آرمان فراهانی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 2:00

صفحه بندی